الشيخ حسين المظاهري

38

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

و تركيب آن جنبه‌هاى حيوانى با اين روح متعالى انسانى در آدمى از شاهكارهاى خلقت است ، و ترقى و تعالى انسان تا مرز بىنهايت نيز به جهت همين تركيب مىباشد ؛ زيرا اگر يك بعدى بود مثل فرشتگان يا حيوانات ترقى و تكاملى براى او نبود ، چنانچه علم حيوان‌شناسى معترف است كه حيوانات حتى حيواناتى كه بطور اشتراكى و اجتماعى زندگى مىكنند تكامل و پيشرفتى نداشته‌اند ، و در علم دين هم معلوم است كه فرشتگان تكاملى نداشته و نخواهند داشت . بنابراين وقتى انسان از نظر سرشت و خلقت چنين باشد ديگر دوره‌هاى پنجگانه براى او تصوّر نمودن كاملا غلط است ، بشر تا بوده و هست غريزه‌ى حبّ به مال دارد كه مالكيت فردى از آن سرچشمه مىگيرد ، بشر هميشه علاقه به برترى و جاه دارد و تسلّط و رياست بر ديگران از آن ناشى مىشود . انسان غريزه تمايل به خوردنى و نوشيدنى دارد كه اين غرايز اگر كنترل نشود و در طريق صحيح قرار نگيرد استثمار فرد از فرد ، غلبه‌ى قوى بر ضعيف از آن سرچشمه مىگيرد ، و همواره چنين بوده و خواهد بود اگرچه ظواهر امور تفاوتهايى بنمايد ، ولى اصل سرشت و فطرت از بين نمىرود . بنابراين كمون اوّليه افسانه‌يى بيش نيست و تكرار آن در دوره‌ى پنجم سوسياليستى نيز قصّه‌ى كودكانه‌يى است كه با سرشت و طبيعت بشر مخالف است و محال است كه به وجود آمده يا بوجود آيد ؛ آرى اگر بتوانيم كليه‌ى غرائز را نابود كنيم ممكن است زندگى اشتراكى براى انسان فرض شود . ولى در اين صورت انسان ديگر انسان نخواهد بود ، بلكه موجود كاملا نو و تازه‌ايست ، و بگفته‌ى مترلينگ